Friday, April 9, 2010

دفتر هميشگي تمام احساسات من


دو سه روزه مي خوام بيام اينجا و يه چيزايي بنويسم . اما واقعا حرفي مي مونه مگه ؟؟
وقتي دو روزه كه هر لحظه در انتظار شنيدن نم نم بارون يا بوي نم خاك هي پنجره رو باز مي كنم، ‌وقتي همين الان كه دارم مي نويسم بارون به اين قشنگي داره مي باره و صداي شر شر تگرگ و بارون اينقدر شديده كه حتي صداي حرف زدن خودمم نمي شنوم! وقتي توي يه دقيقه زير اين بارون مثل موش آب كشيده شدم، وقتي دارم با تمام وجودم بوي خاك خيس و تازگي جوونه هاي درخت ها رو حس مي كنم، مگه حرفي هم باقي مي مونه؟
تمام حس و حال اين چند روزم همينه:‌ تازگي، شادابي،‌ سرزندگي، خوشحالي، عشق و زندگي
بارون تمام حس منه، تمام حرف منه. هميشه هم بوده. هروقت اومده، سرشاراز احساس شدم؛ چه وقتي دلم گرفته بوده، ‌چه وقتي مثل الان شاد شادم.
بارون ... بارون زيبا ... دفترهميشگي تمام احساسات من

بوی باران
بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده ، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک، که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب

(فريدون مشيري)

5 comments:

عليرضا مترصد said...

از دست نده...همين لحظات شاد...همين زندگي گذرا...همين هايي كه بلاخره روزي ميروند و تا بعدي آن ها بايد صبور باشي...قدر بدان

sahar said...

آره واقعا خودمم كاملا معتقدم قدر هر لحظه خوشي و شادي رو بايد دونست چون خيلي زود ميان و مي روند. بهتره به جاي حسرت خوردن به اينكه چه لحظه هايي رو از دست دادم به خاطره هاي قشنگي كه براي خودم ساختم فكر كنم.
:)
مرسي از كامنتت
;)

Sam said...

زیبا بود... بارون... یادآور خاطرات قشنگی که یادآوری بعضی هاشون خیلی تلخه

UGD said...

تعطیل کردی اینجا رو؟

عليرضا مترصد said...

سلام
امروز يهو ياد اين افتادم بيام اينجا ببينم چه خبره!
چرا نمينويسي هيچي؟
ا!
يه سر به اين طرفام بزن
من گالري دارم 17 تا 27 آبان
تو فيسبوك اسممو سرچ كن ادم كن برات دعوتنامش بياد
البته تو وبلاگم هم ميذارم دعوتنامشو