Tuesday, October 27, 2009

شهر رنگی، هوای ابری، نم نم بارون... پاییز



دلم یکی از اون پاییزهای قدیمی رو می خواد. از اون پاییز های رنگ و وارنگ، زرد، نارنجی، قرمز، قهوه ای... از اون پاییزهای برگ ریزون می خوام، می خوام وقتی راه می روم زیر پاهام برگ های خشک نارنجی رو حس کنم، می خوام به جای آهنگهای ام پی تری پلیر، یا خش خش برگ ها رو گوش بدم، یا صدای شرشر بارون های پاییزی.

از اون بارون هایی می خوام که اولش نم نم می آید و آدم رو می کشه به راه رفتن زیرش، بعد همین که رسیدی به یه جایی که هیچ سایه بون و پناهگاهی نداره، شیلنگ آسمون بازمی شه و موش آب کشیده می رسی خونه! دلم می خواد تو خیابون که راه می روم به جای صورت های خسته و گرفته ی آدمها، چترهای رنگی شون رو ببینم. دلم می خواد از پشت شیشه ها قطره های بارون رو ببینم که سر می خورن و میان پایین.
دلم آسمون یه دست خاکستری می خواد، پر از این ابرهای پنبه ای بامزه ی بارونی! هوای خنک!


دلم یه پاییز واقعی می خواد ...

6 comments:

AmirHassan said...

Fekr nemikonam betunam chize khaC be ehsasate dakhele matn ezafe konam!
Nahayatan faghat mitunam begam ziba bud!

sahar said...

merciiii :D

sahar said...

خدایا مرسی واسه ی نم نم بارون امروز !!! اگه می دونستم اینقدر زود ... خدایا می شه چند تا چیز دیگه هم ازت بخوام !؟
یه زمستون سفید و برفی ... یه بهار سبز دوست داشتنی ... یه تابستون شاد و با نشاط ...

یه عالمه چیزای دیگه هم می خوام که فقط به خودت می گم... یعنی به همین زودی اون ها رو هم بهم می دی!!؟؟
:D

UGD said...

delet ye paeeze vagheE mikhad ya ye paeeze royaE?

sahar said...

yani inaiy ke goftam inghadr royaiy boood???
ina ro khodam hess karde boodam salhaie pish o paeezhaie pish!
vali emsal nemidoonam chera aslan hesse paiiz nadaram!:(

Sam said...

با این تعریفایی که کردی منم دارم حسرت چنین پاییزی رو می خورم